سلام من اینجام :))) تنهای اول ........ نمیدونم شما هم مثل من هستین یا نه ولی من دارم دلتنگی سال های گذشته ای که هنوز جلوی چشمامه به دوش میکشم خیلی دلتنگ اون روزام .....احساس میکنم مثل یک خواب بود شایدم من هنوز خواب باشم و بیدار که شدم بازم همون لحظه ها جلوی چشمام باشه....
با خودم میگم آدماش کجان !!!چیکار میکنن!!! کجای این دنیا زندگی میکنن!!! سرنوشتشون چی شده؟؟ بچه های مختل کجان؟؟ بچه های دریا ؟؟ :((((( چی شد که یهو همه ی اینا تموم شد؟؟؟چرا دیگه نیست؟؟؟؟؟؟؟چی شده؟؟؟؟؟تقصیر . گردن پیشرفت نرم افزا
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
سلام خیلی خیلی دوستون دارممن امید یا تنهای اول در زمان حاضر تاریخ 26 آبان 1402 براتون می نویسم
خیلی دلتنگ همه ی دوستام هستم زمانی که کنار هم روزای قشنگی داشتیم امیدوارم هرجا هستید موفق باشیداگه به این پست رسیدید یا یاد خاطره ها افتادید من همیشه به وبلاگ سر میزنم و سعی میکنم فضای قشنگ مجازی ای رو که داشتیم حفظ کنمحتما حتما یه نشونی از خودتون برام کامنت کنید تا بتونم باهاتون ارتباط داشته باشم
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
بی تو با قافله ی غصه و غم ها چه کنم؟! تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم ؟!
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی
برچسب:
نویسنده: کامیار محبی